• اشتراک
پدیدآورنده: رضا امیرخانی
درباره ­ی کتاب
عنوان: قیدار
پدیدآورنده: رضا امیرخانی
انتشارات: نشر افق
شابک: 4-832-369-964-978
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
نوبت چاپ: هشتم/ 1391
تعداد صفحات: 296 صفحه
شمارگان: 5000 نسخه
قیدار،فرزند زاده‌ی ابراهیم،شیخِ انبیا، پدرِ«ایمان» است. از آن سو، فرزندِ اسماعیلِ ذبیح است که ردِ سرخیِ گلوش،نشانی از «خون» دارد. صفتِ قیدار، سرسلسله‌ی نسلِ سوم، «مدارای با مردمان» بود.رمانِ قیدار با نگاهی تاویلی، روایتِ مردی است از سلسله‌ی مردان، در ابتدای دهه‌ی پنجاهِ شمسی. این رمانِ سیصدصفحه‌‌یی در 9 فصل روایت می‌شود با اسامیِ مرسدسِ کروک، تاکسیِ فیاتِ دویست و دوی کبریتی، اسبِ اینترنشنال، وسپای فاق‌گلابی تا... براقِ بال‌دار.این روایت می‌کوشد که رودخانه‌ی آیینِ فتیان را همچنان زنده و رونده به مخاطب نمایش دهد.□رضا امیرخانی متولد 1352 در تهران، نویسنده و منتقد ادبی‌ و فارغ التحصیل مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف است. او مدتی سردبیری سایت لوح ارگان نویسندگان ادبیات پایداری را بر عهده داشت و در پاییز 84 از این مقام استعفا داد. وی از سال 84 تا 86 رئیس هیات مدیره انجمن قلم ایران بود. آخرین کتاب او همین است؛ قیدار.بریده ­ای از متندر قرآن، اسمِ بعضی پیامبران آمده است؛ اسمِ بعضی غیرپیامبران هم، چه صالح و چه طالح آمده است... صلحا عاشقِ حضرتِ باری هستند... اما حضرتِ حق، بعضی را خودش هم عاشق است... عاشقیِ خدا توفیر دارد با عاشقیِ ما... خدا عاشقی است که حتی دوست ندارد، اسمِ معشوقش را کسی بداند... به او می‌گوید، رجل! همین... مرد!... همین... می‌فرماید و جاءمن اقصی‌المدینه رجل یسعی... جای دیگر می‌فرماید و جاءرجل من اقصی‌المدینه‌یسعی، یعنی این دو تا رجل با هم فرق می‌کنند... یکی می‌آید موسای نبی را نجات می‌دهد... قوم بنی‌اسرائیل را در اصل نجات می‌دهد...دیگری هم قومی را از عذات نجات می‌دهد... اسم‌ش چیست؟ اسم‌شان چیست؟ نمی‌دانیم... رجل است...□زیاد تو زندگی خطا کرده ام، خیلی بیشتر از تو؛ برای همین با آدم خطاکار راحت ترم. آدمی که یک بار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن تر است از آدمی که تا به حال پاش نلغزیده... این حرف سنگین است... خودم هم می دانم. خطانکرده تازه وقتی خطا کرد و از کارتن آک بند در آمد، فلزش معلوم می شود، اما فلز خطا کرده رو است، روشن است... مثل این کف دست، کج و معوج خط ش پیداست. از آدم بی خطا می ترسم، از آدم دو خطا دوری می کنم، اما پای آدم تک خطا می ایستم... با منی؟
شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.
ارسال نظر