• اشتراک
پدیدآورنده: سعید تاجیک
درباره کتاب:
عنوان: جنگ دوست داشتنی (خاطرات سعید تاجیک)
نویسنده: سعید تاجیک
انتشارات: انتشارات سوره مهر
شابک: 2-215-506-964-978
قطع: رقعی
نوع جلد: گالینگور
نوبت چاپ: ششم
تعداد صفحات: 568 صفحه
شمارگان: 2500 نسخه
برش‌هایی از جنگ دوست داشتنی؛
خمپاره های دشمن مدام به اطرافمان می‌خوردند؛ گهگاه هم گلوله‌های مستقیم تانک مثل برق از بالای سرمان می‌گذشتند و به پشت سرمان اصابت می‌کردند؛ در همان لحظه، جواد اشاره کرد، از روی صندلی بلند شدم و ایستادم، جیپ همچنان به طرف خط می‌رفت؛ با صدای بلند گفتم:« اگر با کشته شدن ما فاو پابرجا می‌ماند، پس ای خمپاره‌ها ما را دریابید! »
برادر شریفی که هول کرده بود، با لهجه ترکی فریاد زد: « آهای! چه کار می‌کنی؟ بگیر بشین. اینجا تو دید مستقیم دشمن است!» بچه‌ها زدند زیر خنده. گفتم: « دلم برای حوری‌های خوشگل بهشت تنگ شده، می‌خواهم شهید شوم؛ آهای حوری‌های خوشگل کجایید... اللهم زوجنا من الحور العین! »
فاصله ما تا خط حدود 200 متر بود که ناگهان یک خمپاره 120 زوزه کشان آمد و چند متری ما به زمین اصابت کرد. شریفی که حسابی خود را باخته بود، فریاد زد: « تو امروز سر ما را به باد می دهی! »
جواد در حالی که می خندید، به شریفی گفت: «ولش کن، زیاد سر به سرش نگذار. این دیوانه است. تا به حال چند بار او را موج سنگین گرفته!» شریفی گفت: «از کارهاش معلومه! برای چی این را دنبال خودتان آوردید؟» جواد خندید و گفت: « برای خنده! »
قابلیت ارسال نظر غیرفعال شده است.