• اشتراک
پدیدآورنده: استاد کاظم ضرابی
درباره کتاب:
عنوان: انگیزه علم آموزی
پدیدآورنده: استاد کاظم ضرابی
کاری از موسسه شهید کاظمی
شابک: 8-17-7702-600-978
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
نوبت چاپ: اول/ بهار 1394
تعداد صفحات: 180 صفحه
شمارگان: 1500 نسخه

مقدمه کتاب:

برای نیل به هدف زندگی و تکامل سه موضوع عمده قابل اهمیت است:

  • هدف شناسی
  • نقشه برای رسیدن به هدف
  • استقامت در راه تکامل

اگر ما هدف را بشناسیم، در جستجوی راه رسیدن به آن با بهترین نقشه‌ها خواهیم بود و هر اندازه هدف برای ما اهمیت داشته باشد، به همان مقدارجدیت و تلاش و استقامت خواهیم داشت.

ازآنجا اکثریت انسان‌ها به هدف اصلی خلقت خود پی نبرده و در زمینه خودشناسی و انسان شناسی مطالعه کافی نداشته‌اند، در زندگی دنیا و آخرت موفق و کامیاب نیستند و در جهالت و سرگردانی به سر می‌برند.

خداوند متعال به مؤمنان می‌فرماید: *یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیکُمْ أَنْفُسَکُمْ لَا یضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَینَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ*

خداوند متعال به صورت روشن بیان می‌فرمایند که اگر مؤمنان همواره به فکر انسانیت خود باشند و حقیقت فطرت انسانی را آن‌گونه که خالق یکتای عزّ وجل آفریده بشناسند و مطابق هدایت‌های الهی و فرستادگانش به انسانیت خود پاییند باشند، دشمنان انسانیت نمی‌توانند بر پیکره ذات پاک و حق طلب و خداجوی آنان ضربه‌ای بزنند.

استاد علامه طباطبایی(رحمه الله) در ص 259 روایاتی را از کتاب درر و غرر نقل می‌فرمایند که بعضی از آنها را در اینجا نقل می‌کنم:

امام علی(ع) می‌فرماید:

  • عارف کسی است که نفس خود را بشناسد و او را آزاد سازد و از هر چیزی که دورش می‌کند منزّهش بدارد.

مؤلّف(استاد علامه طباطبایی): یعنی از اسیری هوی و بندگی شهوات آزادش کند.

  • بزرگ‌ترین جهل ها، جهل انسان است به نفس خویش.
  • بزرگ‌ترین حکمت‌ها برای انسان شناختن نفس است.

طبق احادیث بالا فرد با معرفت کسی است که انسان شناس باشد و بزرگ‌ترین جهالت جهل به انسانیت است و بزرگ‌ترین و مفید‌ترینِ حکمت‌ها خودشناسی است.

هدف اصلی زندگی، تکامل انسان است و تکامل جز با شناخت انسان میسّر نیست. بخش عمده تکامل انسان در دنیا با مجاهدت‌های فراوان صورت می‌پذیرد و نیل به آخرین درجات کمال در آخرت محقّق می‌شود. به عبارت دیگر دنیا مقدمه آخرت و مزرعه آن است و ثمره زندگی دنیوی به طور کامل در آخرت برداشت می‌شود. به همین جهت شناخت معاد نیز همچون شناخت انسان ضروری است.

انسان شدن (تکامل) در مرحله اول، به علوم الهی نیاز دارد و از آنجا که دنیا زمینه‌ساز و تعیین کننده آخرت است، تمامی علوم تجربی و غیر تجربیِ مؤثّر در رشد و کمال انسان نیز واجب می‌شود.

امام امیرالمؤمنین(ع) به امام حسن(ع) می‌فرماید:

«یا بنیّ انک انما خُلِقتَ لِلْاخره لا لدنیا».

در جای دیگر می‌فرماید:

«فَاِنّ اللهَ سبحانه قَدْ جَعَل الدنیا لِما بَعْدَها».

«و لَسْنا لِلدنیا خُلِقنا و لا بِالسّعیِ فیها اُمِرْنا».

«[الدنیا] مسجدُ اَحِبّاء الله و مُصلّی ملائکه الله و مَهْبِطُ وحیِ الله و متجر اولیاء الله».

استاد مطهری(ره) در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام تحت عنوان«کدام علم» می‌فرماید: «هر جا که خودش [علم] هدف است واجب است، مثل همین اصول عقاید. هر جا هم که خودش هدف نیست، اگر هدفی از هدف‌های اسلامی متوقّف به آن باشد، از باب مقدمه واجب، واجب می‌شود. خود فقها این سخن را می‌گویند که آموختن مسائل، واجب مقدّمی ولی واجب تهیّؤی است، و به اصطلاح واجب نفسی تهیّؤی است، یعنی آن چیزی که بر ما واجب است عمل کردن است، مثلا ما باید نمار بخوانیم، ولی اینکه انسان بخواهد درست نماز بخواند، بدون اینکه مسائل نماز را بداند امکان ندارد. پس برای اینکه انسان برای خواندن نماز آماده شود، یعنی بتواند نماز را صحیح بخواند، واجب است مسائل نماز را بداند……اختصاص به نماز و روزه و این‌گونه تکالیف ندارد، هر وظیفه‌ای از وظایف اسلامی که نیازمند به علم باشد، همان علم برایش واجب می‌شود، مثلا تزکیه نفس واجب است و آن‌هم علم اخلاق می‌خواهد، آموختن قرآن برای شناخت قرآن و عقاید و اخلاق و احکام قرآن لازم، پس تفسیر و ادبیات هم واجب است..(دو سه خط عین عبارات استاد نیست) و دایره علم آن‌وقت توسعه پیدا می‌کند که ما گذشته از واجب‌های عینی یک سلسله واجب‌های کفایی داریم یعنی واجب‌هایی که باید بر اساس تقسیم کار صورت بگیرد، نظیر اینکه وجود پزشک لازم است، پس علم پزشکی واجب کفایی است، یعنی واجب است به طور وجوب کفایی که در میان مردم به قدر کفایت پزشک باشد که بیماران به آنها مراجعه کنند، پزشک که بدون علم نمی شود، استاد همچنین تجارت و تسلیحات نظامی و خلاصه همه علوم مورد نیاز در جامعه را به عنوان واجب کفایی می‌فرماید واجب است.

 

چکیده مقدمه:

  1. اساس همه ترقّیات هدف شناسی است.
  2. هدف همه خلقت انسان است. قال الله تعالی *أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَبَاطِنَهً *.

این انسان برای ابدیت آفریده شده، نه برای شهوت پرستی و زندگانی چند روزه دنیای فانی. *وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ*.

*وَلَا یزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّکَ وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ*

بر طبق این آیه، خداوند انسان‌ها را برای رحمت خلق کرد یعنی در نتیجه عبادت حق تعالی، رحمت لا یتناهی الهی شامل حال آنان می‌شود. پس هدف عبادتْ تکمیل حق تعالی نیست؛ چرا که الله تعالی کامل مطلق و غنی محض و بی‌نهایت کمال است و هیچ‌گونه نقصی ندارد تا به وسیله عبادتِ مخلوق تکمیل شود.

*قُلْ مَا یعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ*.حقیقت عبادت این است که بنده خود را به مقام ذلّت و عبودیت برساند و این معرفت را حاصل نماید. غرض نهایی از خلقت و حقیقت عبادت، این است که بنده از خود و از هر چیز دیگر بریده، به یاد پروردگار خود باشد و ذکر او را بگوید.

حقیقت انسانیت و کمال بشریت به طور خلاصه این بود که گفتیم؛ و انسان با یاد حقیقی خداوند متعال و توجه به توحید ناب اسلامی ـ که کامل‌ترین توحید است به کمالات و رحمت‌های بی‌کران حق متعال می‌رسد.

راهی که مکاتب بشری همچون «اومانیسم» و «اگزیستاسیالیسم» فرا روی بشر قرار می‌دهند، او را به سعادت نمی‌رساند. اومانیسم که مکتب انسان مداری است، آدمی را در چنگ خداوندگاران خاکی اسیر می‌کند و او را در دام «مانتینیزم» دچار مصرف‌گرایی افراطی و مسابقه در سودجویی می‌نماید. این طرز فکر و زندگی، جامعه را در چاهی سقوط می‌دهد که «لیبرالیسم» غربی آن را تدارک دیده است؛ یعنی بی بند و باری، بی‌هدفی، بی‌پناهی و سردرگمی، اگزیستاسیالیسم نیز برای زندگی انسان معنا هدفی متعالی نمی‌شناسد و قدرت تأمین سعادت فرد و جامعه را دارا نیست.

  1. جاودانگی انسان نیازمند عالم شدن در همه زمینه‌هاست، به خصوص در آنچه مربوط به حقیقت انسانی است، یعنی علوم اسلامی(عقاید، اخلاق، احکام). انقلاب امام زمان (ع) نیز برای همین هدف والا، انجام می‌گیرد و ایشان ابتدا انقلابی عقلی و علمی ایجاد می‌فرمایند. در روایت از امام محمد باقر(ع) آمده است: «أذا تامَ قائِمُنا وَضَع اللهُ یَذَهُ علی رؤوس العباد فَجَمَع به عقولَهم و کَمُلَت به احلامَهُم».
  2. انقلاب ما نیز که ان شاءالله مقدمه انقلاب جهانی موعود است، باید انقلابی فرهنگی، عقلی و علمی باشد. در ابتدای جوانیِ بنده و شروع تحصیل علوم اسلامی، استاد عزیز، مرحوم آیت‌الله حاج عبدالعلی تهرانی(ع) فرمود: “برو سه سال بنشین فکر کن که چرا آخوند شده‌ای”.

هدف روحانیت عزیز همین مطالبی است که گفته شد؛ یعنی همان هدف آفرینش و مقصدی که انبیا و اوصیا به دنبالش بودند. با خواندن دقیق این رساله ان‌شاالله تعالی با هدف روحانیت اصیل ربانی بیشتر آشنا خواهید شد. البته روشن است که نیل به این هدف جز با اخلاص کامل و عمل به علم و بندگی خالصانه و فداکاری در راه حق ممکن نیست؛ همان‌طور که پیامبران بزرگ الهی و حضرات معصوم و سیدالشهداء، حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) که هدفی جز رفع جهالت و نادانی و هدایت گمراهان نداشتند، از هیچ کوششی در این راه دریغ نکردند.

1.‌ سوره مائده (5) آیه 105: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بر شما باد رعایت نفس (به خودتان بپردازید). هر گاه شما هدایت یافتید، آن کس که گمراه شده به شما ضرری نمی‌زند. بازگشت همه شما به سوی خداست، پس به آنچه انجام می‌دهید آگاهتان می‌کند.

  1. جهت اطّلاعات بیشتر در زمینه انسان‌شناسی مراجعه کنید به: تفسیر موضوعی، آیت‌الله جوادی آملی مدضلّه العالی، ج 14 (صورت و سیرت انسان در قرآن) و نیز ج 15 (حیات حقیقی انسان در قرآن). همچنین کتاب معارف قرآن آیت‌الله مصباح یزدی مدضلّه العالی.
  2. نهج‌البلاغه، نامه 31: پسرم! به درستی که تو برای آخرت آفریده شده‌ای، نه برای دنیا.
  3. نهج‌البلاغه، نامه 55: همانا خداوند دنیا را برای مابعدش آفریده است.
  4. همان: و ما نه برای دنیا خلق شده‌ایم و نه به سعیِ در آن امر شده‌ایم.
  5. نهج‌البلاغه، حکمت 131: دنیا مسجد دوستان خداست و نمازخانه ملائکه‌الله و محلّ فرود وحی الهی و جای تجارت اولیاء خدا.
  6. سوره لقمان (31) آیه 20: آیا ندیدید که خدا آنچه را که در آسمان‌ها و آنچه را که در زمنی است مسخّر شما ساخته و نعمت‌های ظاهر و باطن خود را بر شما تمام کرده است؟
  7. سوره ذاریات (51) آیه 56: و من جنّ و انس را نیافریدم مگر برای اینکه عبادتم کنند.
  8. 3. سوره هود (11) آیات 119 ـ 118: و مردم پیوسته در اختلافند مگر کسانی که پروزدگارت به آن‌ها رحم کرده، و بریا همین هم آنان را خلق کرده.
  9. سوره فرقان (25) آیه 77: بگو اگر دعای شما نباشد، پروردگارم به شما هیج اعتنایی نمی‌کند.
  10. ر.ک: شناخت اسلام، شهید بهشتی؛ رونق دیگر، ص 150 و 163، بحث ظهور اومانیسم جدید و انسان از دیدگاه اگزیستاسیالیسم. نیز: حیات حقیقی انسان در قرآن (تفسیر موضوعی) آیت‌الله جوادی آملی، ص 325، بحث صورت برداری انسان در اندیشه برخی از ارباب مکاتب.
  11. بحارالانوار، ج 2، ص 328: وقتی که قائم ما قیام فرماید، خداوند متعال دست مبارک آن حضرت را بر سرهای بندگان می‌کشد، پس به برکت آن حضرت عقل‌ها را متّحد و جمع می‌فرماید و عقول مردم را کامل می‌کند.

 

  
قابلیت ارسال نظر غیرفعال شده است.