• اشتراک
پدیدآورنده: محمدمیرکیانی
درباره کتاب:
عنوان : تن تن و سندباد/ رمان نوجوان
نویسنده : محمد میرکیانی
انتشارات : نشر قدیانی
شابک:2-007-417-964-978
قطع : رقعی
نوع جلد : شومیز
نوبت چاپ : دوازدهم/ 1395
تعداد صفحات : 160 صفحه
شمارگان : 3300 نسخه



کتاب تن‌تن و سندباد را می‌توان یک کتاب استراتژیک در حوزه‌ی ادبیات نوجوان به‌شمار آورد. این کتاب که در سال 1370 نگارش شده است، با نگاهی دقیق و نافذ مسئله‌ی نوظهور زمان خود را به عنوان موضوع و هسته‌ی اصلی داستان برگزیده است. هدف نویسنده از خلق چنین داستانی، پرداخت استعاری و غیرمستقیم به مسئله‌ی «تهاجم فرهنگی» غرب به شرق است. جالب آنکه در ابتدای دهه‌ی هفتاد، مسئله‌ی تهاجم فرهنگی امری واضح و قابل رؤیت برای همگان نبود و حتی علی‌رغم تأکیدات فراوان رهبرانقلاب، این امر برای طیف وسیعی از دست‌‌اندرکاران و مسئولان گنگ و نامفهوم بود تا جایی‌که ایشان دریکی از دیدارهای خود چنین می‌فرمایند: «ما چند سال قبل از این بحث تهاجم فرهنگی را مطرح کردیم؛ بعضی‌ها اصل تهاجم را منکر شدند؛ گفتند چه تهاجمی؟ بعد یواش یواش دیدند که نه [فقط] ما می‌گوییم، خیلی از کشورهای غیرغربی هم مسئله‌ی تهاجم فرهنگی را مطرح می‌کنند و می‌گویند غربی‌ها به ما تهاجم فرهنگی کردند؛ بعد دیدند که خود اروپایی‌ها هم می‌گویند آمریکا به ما تهاجم فرهنگی کرده! لابد دیده‌اید، خوانده‌اید که [گفتند] فیلم‌های آمریکایی، کتاب‌های آمریکایی چه تهاجم فرهنگی‌ای به ما کرده‌اند و دارند فرهنگ ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند. بعد بالاخره به برکت قبول دیگران، این حرف ما هم مورد قبول خیلی از کسانی که قبول نمی‌کردند قرار گرفت! تهاجم فرهنگی یک واقعیّتی است.» اما گویا مطالعه‌ی این کتاب، موجب خوشحالی و مسرت رهبرانقلاب شد که لااقل در گوشه‌ای از این کشور، نویسنده‌ای در آن سال‌ها خطر تهاجم فرهنگی را حس کرده و چنین کتابی را نوشته‌ است. به همین دلیل رهبرانقلاب در یادداشت کوتاه خود بر این کتاب چنین نوشته‌اند: «من هم همین قصه را همیشه تعریف می‌کردم! حیف که خیلی‌ها آن را باور نداشتند... حالا دیگر کار من آسان شد! همین بس است که نسخه‌ی این کتاب را به همه‌ی بچه‌ها بدهم.»

کتاب تن‌تن و سندباد نمونه‌ای موفق از نگاه اجتماعی یک هنرمند و دغدغه‌ی او درباره‌ی حفظ فرهنگ بومی کشور در دهه‌ی هفتاد است، میرکیانی با نگاهی دقیق از کارکرد ماهواره و خدمت ابزاری آن به دگرگونی فرهنگی مطلع شد و این مسئله را در کتاب خود به شکل داستانی مطرح کرده است. در جایی در انتهای کتاب، پس از شکست تن‌تن و دوستانش، کاروان سندباد به شهری می‌رسند و می‌فهمند که این بار غربی‌ها از آسمان حمله کرده‌اند، چنین می‌خوانیم: علاءالدین پرسید: «چطور از آسمان حمله کرده‌اند؟» پیرمرد آهی کشید و گفت: «می‌گویند با ماهواره. صنعت این قرن است. آن‌ها اینبار از بالا به سرزمین قصه‌های مشرق زمین حمله کرده‌اند. می‌گویند قصد کرده‌اند با این دستگاه همه چیز ما را عوض کنند. می‌خواهند رنگِ‌رو، زندگی، حرف زدن، راه رفتن، خورد و خوراک؛ پوشاک و همه‌چیز ما را به جانبی که خودشان صلاح می‌دانند ببرند.»

حالا اما در دهه‌ی چهارم انقلاب اسلامی، در سال‌هایی که هجمه‌ی تهاجم فرهنگی نسبت به سال‌های قبل به مراتب بیشتر شده است و ابزارهای رسانه‌ای جدیدتر و پیچیده‌تری برای تسلط و یکسان‌سازی فرهنگی به میدان آمده‌ است، نوجوان انقلاب اسلامی همچنان چشم انتظار خلق «تن‌تن و سندباد» های زمانه‌ی خود است. آثاری که او را با هویت خود آشنا سازد.
 
قابلیت ارسال نظر غیرفعال شده است.